X
تبلیغات
دختر بهار نارنج




























دختر بهار نارنج

خیلی وقته به روز نکردم.

دلیلی ندارم

اگه هم داشته باشم محکمه پسند نیست!

اصرار نکنین........


نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1392ساعت 16:36 توسط بهارنارنج|

بازم مرداد شروع شد و هفدهم این ماه به اسم ما خبرنگارا ثبت شده، روزی که احتمالا تنها همون روز تکریم می شیم و روزای دیگه تنبیه!

اگه از دوران کار خبری خودتون یا از خبرنگارای دیگه خاطره یا نکته جالبی دارین ممنون می شم بگین تا منم استفاده کنم.

همیشه موفق باشین همکارای عزیز و همیشه مظلوم!

نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1391ساعت 15:38 توسط بهارنارنج|

« در عجبم از زنان

که از خدای به این بزرگی فقط یک شوهر می خواهند

و از شوهر به این درماندگی همه دنیا را!!»

 

                                                    شکسپیر

نوشته شده در چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت 11:31 توسط بهارنارنج|

یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه ، تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پرید که 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه ، این آقا هم گیر داد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم!


از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ، من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ...، 10 جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...، چایی ریختم روش ...


مژی هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و ...
بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد ... آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژی کوبید و گفت : منو چی فرض کردی؟


اینکه سالنامه 1390 هست! تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟


و اینگونه بود که مژی هنوز مجرد است

 

نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1391ساعت 9:28 توسط بهارنارنج|


آخرين مطالب
» حرفی ندارم
» خبرنگار مظلوم
» تعجب از زنان
» دختران باهوش!
» اندیشه ات را شکل بده
» انار دلتو بردار!
» اعتماد سازی
» من مردنی ام!
» دزدی دین و اعتقادات!
» بساطم پر از آه است!